
جوین یا گویان یا کویان؛ دشتی است گسترده و حاصلخیز در خراسان، با سرمایههای انسانی و اجتماعی بسیار غنی، و پشتوانه تاریخی و فرهنگی کهن و پُربار. چونانکه هرگاه کتابهای کهن مرتبط با پهنه تاریخی و فرهنگی رَبع نیشابور (خراسان غربی) را مرور میکنیم در میان ولایتهای این رَبع، یعنی بیهق و کویان و اسفراین و خبوشان و ارغیان و پُشت و رُخ و زوزن و خواف و ازقند و جام و باخرز و جاجرم و چند ولایت دیگر؛ «ولایت کویان» از آن دست ولایتهایی است که از چهره فرهنگی بسیار درخشنده و الهامبخش، برخوردار است. شهرستانهای جغتای و جوین و حدی از خاور و باختر آنها در جغرافیای امروز، حوزه تاریخی و فرهنگی ولایت بزرگ کویان کهن را تشکیل میدهند و «آزادوار»، «فریومد» و «آققلعه»، نقاطی هستند که مراکز عمده حاکمیتی و اداری این سرزمین، از روزگاران کهن تا امروز بوده و دو شهر «جغتای» و «نقاب»، مراکز دو شهرستان عمده اینکهندشت در امروز، یعنی شهرستانهای «جغتای» و «جوین» میباشند.
سرزمین کویان بزرگ و کهن، از دیرینروزگاران، همواره حلقه ارتباطی میان نیشاپور (ابرشهر) و بسطام بوده و قرارگیری این نقاط، در مسیر جاده تاریخی ابریشم، ژرفا و بار فرهنگی تعاملات آنان را، عمق و محتوای ویژهای بخشیده است. این پیشینه تاریخی کهن و این همبستگیهای فرهنگی ژرف که ریشه در تاریخ پُردرازنای مشترک مردمان نیشابور (شهرستانهای نیشابور و فیروزه)، کویان (شهرستانهای جغتای و جوین و خوشاب) و بسطام (شهرستان شاهرود) دارد، میراثی گرانبها و سرمایهای ارجمند در راستای صورت دادن به همکاریهای گسترده، برای طرحریزی برنامههای توسعه فرهنگی و اقتصادی در آینده نزدیک و دور میباشد و پیگیری و پایگیری بزرگراه میامی-جغتای-جوین-خوشاب-فیروزه-نیشابور، اقدامی زیرساختی در راستای رونق ارتباطی، اقتصادی و فرهنگی این منطقه بسیار مستعد است. افزون بر اینکه، بزرگراه یادشده، احیای بخشی بسیار نامدار و توانمند از راه ابریشم میباشد. به هر روی، در اینجا فرصت را مغتنم شمرده و به معرفی «شهرستان جوین»، یکی از شهرستانهای حوزه فرهنگی کویان بزرگ و کهن، میپردازیم.
ادامه مطلب ...
هنر و صنعت فرش دستباف نیشابور، با پیشینهای کهن و آوازهای بینالمللی، یکی از شناسههای هنری و فرهنگی نیشابور به شمار میآید. همچنین این صنعت بومی و ریشهدار در نیشابور، با تولید بزرگترین فرشهای دستباف جهان در سالهای اخیر، توانسته است افتخار جهانی برای صنعت فرش ایران (در گینس) کسب نموده و نام و برند ایرانی این هنر-صنعت نامدار ایران را بیش از پیش در عرصههای جهانی، تثبیت نماید. باری هنر فرشبافی نیشابور یکی از ستونهای صنعت فرش ایران و ایرانی است و به نوبه خود، بخشی از تاریخ و کارنامه فرش ایران را به خود اختصاص میدهد؛ چنانکه نام نیشابور را بر قسمتی از «سفرنامه فرش ایران» در مییابیم.
ادامه مطلب ...نماهنگ «ابرشهر تاریخ ایران»
کارگردان: «احمد انصاری»
تهیهکننده: «مرتضی امینالرعایایی»
گشت و گذاری آهنگین، در نماهایی از نیشاپور امروز:
از مانداکهای کهندژ ابرشهر کهن گرفته
تا آرامجای اسطورههای نیشابوری تاریخ فرهنگی ایران؛
از جاذبههای تاریخی، طبیعی و فرهنگی مادرشهر خراسان
تا زندگی، سنت، کار و صنعت جاری و پویا در نیشابور امروز؛
فرهنگشهر خراسان

یا به بویی، زنده گردان جان من
یا بسـاز از دارویـی، درمان من
- عطار نیشابوری -
ماجرای آن درویش نشابور را که روزی، به دکان عطاری ابوحامد محمد عطار میرود را حتما شنیدهاید. او با گفتار و کردار نغز-باورمندانه خود، سر منشاء چنان تحولی در روح و اندیشه عطار میشود که از عطاری در دکان، بسوی سیر و سلوک در جان جهان، رهسپار گردیده و رهاورد این رهسپاری باورمندانه، شکلگیری راس مثلث ادبیات عرفانی ایران (عطار، سنایی، مولوی) است. عطاری، حرفه شیخ فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری، حرفه و شغلی بسیار کهن است. عطاری، با طبیعت (که مظهر آفرینشگری پرودگار است)، گیاهان دارویی و طب سنتی، پیوندی تنگاتنگ دارد. عطاری، شغلی است که از دیرزمان، در ایران، رونقی فراوان داشته است و حتی تا امروز، کاربرد و رونق دیرین خود را تا اندازهای حفظ کرده؛ و نیشابور به عنوان یکی از سکونتگاههای قدیم ایران و کهنشهر خراسان بزرگ غربی (خراسان کنونی ایران)، همواره یکی از کانونهای سنت دیرینه ایرانی در ارتباط ژرف با طبیعت و بهرهبرداری نیک از موهبتهای آن، در راستای خدمت به نیک و خوب زیستن بوده است. این معنا و آوازه، در اندیشه و باور ایرانیان راه یافته، چونانکه شیخ فریدالدین عطار نیشابوری را نماد عطارها و دستاندرکاران صنعت گیاهان دارویی کشورمان میشناسیم و چنین در باور است که عطار نیشابوری؛ هم طبیب جان است و هم طبیب جسم و هم داروی گیاهی و معدنی را به مردم میدهد.
دشت نیشابور و شهرستان نیشابور؛ با اقلیمی متنوع؛ از آب و هوای کویری و بیابانی در نواحی جنوبی و غربی تا کوهپایهای و کوهستانی در نواحی شرقی و شمالی، رویشگاه گونههای گونهگون و فراوانی از گیاهان دارویی است. چنانکه به اذعان کارشناسان، این پهنه یکی از بکرترین و مستعدترین مناطق پرورش و تولید انواع گیاهان دارویی است و در حال حاضر 146 هکتار از اراضی نیشابور زیر کشت انواع گیاهان داروئی (آبی و دیم) قرار دارد. همچنین نهادهای آموزشی و پژوهشی همچون دانشکده کشاورزی و مرکز رشد فناوری نیشابور، زیرساختهای دانشبنیان کشت و صنعت گیاهان دارویی نیشابور به شمار میآیند.
نیشابور
(مرکز فرهنگی و گرانیگاه خراسان غربی)
و
ظرفیتهای آن در طرح «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی»

«اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» طرحی است با رویکرد همگرایی منطقهای، برای ایجاد نوعی همگرایی فرهنگی، هویتی و اقتصادی بین ملتهایی که در تاریخ پر فراز و نشیب فلات ایران، در کنار هم زیستهاند و از عناصر فرهنگی و تمدنی مشترکی (مانند نوروز، زبان پارسی و شخصیتهای تاریخی) بهره میبرند. کشورهای مورد نظر، یازده کشور ایران، افغانستان، تاجیکستان، پاکستان، ازبکستان، ترکمنستان، آذربایجان، گرجستان، ارمنستان، قزاقستان و قرقیزستان هستند که مردمانشان هزاران سال در کنار هم زیسته و در سدههای گذشته، در کشاکش رقابتهای استعماری از هم جدا شدهاند. چنانکه پیداست بخشی از کشورهای این اتحادیه پیشنهادی، حوزه تاریخی و فرهنگی خراسان بزرگ گستره تمدنی ایران را تشکیل میدهند: افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان. این کشورهای حوزه فرهنگی خراسان ایران بزرگ فرهنگی، از طریق خراسان امروزین ایران؛ پیوندها، همبستگی و پیوستگیهای ژرف و گستردهای با دیگر پارهها و سرزمینهای حوزه فرهنگی و تمدنی ایرانزمین دارند. ادامه مطلب ...
سفری فلسفی در زمان، همراه با ابیگیل رینولدز
نیشابور
فرهنگشهر ایرانی، شهر کلیدی جاده ابریشم
میراث گذشته، زیربنایی برای برنامههای توسعه آینده

کتاب «ناصر خسرو و لعل بدخشان» نوشته آلیس سی هانسبرگر (Alice C. Hunsberger)؛ نیشابور را یکی از توقفگاههای مهم مسیر جاده ابریشم و در زمره «جهانشهرهایی» توصیف میکند که امتزاجی پیروزمندانه از مردم با قومیتها و دینهای مختلف را پدید آورده است. راه ابریشم؛ این جاده کهن، نه تنها کریدور جهانی تجارت، تبادل کالا، صنعت و فناوری زمان، بلکه محل تعامل فرهنگها، اندیشهها و باورها مردمان سرتاسر جهان متمدن روزگار نیز بوده است. بنابراین وجود شهری با ابعاد فرهنگی و تمدنی نیشابور در کنار این کریدور جهانی، پدیدهای اتفاقی نیست و همواره با تاثیر و تاثرات ژرفی همراه بوده است. این شهر و سرزمین پیوسته به آن که در کهنترین متن ایرانی (کتاب اوستا Avestā)، از آن با نام مزدیسنایی «رَئِوَنت»، یکی از پایگاههای برجسته آیین و فرهنگ ایران باستان بود. «آذر برزین مهر»، یکی از سه نیایشگاه بزرگ و آتشگاه کشاورزان ایرانزمین، در نزدیکی دریاچه «سوور» (Suwar)، بر فراز کوه ریوند (Reyvand) در شمال غربی شهر نیشابور کهن (ابرشهر)، بنا نهاده شده بود. نیشابور که در این دوران، یکی از مراکز ایالتی خاوران ایران است با پای گذشتن به دوره اسلامی، سکان تحولات سیاسی، علمی، فرهنگی و اجتماعی خراسان را در دست میگیرد و در ردیف مناطقی همچون بغداد و قاهره و دمشق و ... یکی از بزرگترین مراکز فرهنگی – تمدنی دنیای اسلامی و جهان سدههای میانه را پدیدار میسازد؛ چنانکه نوشتهاند: «نیشابور ... در تقویت بنیه علمی سرزمین پهناور ایران، نقشی اساسی داشته و سرحلقه بسیاری از مکتبها و جریانهای فکری جهان اسلام را به سرنوشت تاریخی خود، پیوند زده است.»(رسول جعفریان)

- دیباچه؛ در مسیر راه ابریشم:
راه ابریشم؛ هشت هزار کیلومتر، یعنی معادل یک چهارم محیط کره زمین، طول دارد که به سبب انتقال ابریشم از شرق جهان به غرب، به این نام شهرت یافته است. راه ابریشم، جادهای است کهن از شرق آسیا تا کرانه دریای مدیترانه را در بوته پوشش خود قرار میدهد. راه باستانی ابریشم، از شهر لویانگ در جنوب رود هوانگهو آغاز شده و با گذشتن از سیان، چانگ و توان هوانگ مرزهای چین را در پشت سر میگذاشت و از طریق اوزکند، فرغانه، سمرقند و بخارا و جیحون، مرو، سرخس میرسید. از سرخس تا نیشابور منازل رباط شرف، رباط ماهی، رباط چاهک، توس، نوغان، طرق، شریفآباد، الحمراء و دیزباد قرار داشت و آنگاه به شهر نیشابور (ابرشهر)، مرکز خراسان غربی، میرسید. دشت جوین، پل ابریشم، بسطام (شاهرود)، دامغان و خوار، منازل میان نیشابور تا ری بودند؛ این راه، پس از گذشتن از ساوه، مزدقان، همدان، گردنه اسدآباد، کنگاور، بیستون، فرمیس (کرمانشاه)، مازورستان، حلوان، قصر شیرین، جلولاء، دسکرهالملک (دستگرد ساسانی) و نهروان، وارد بغداد میشد و در کرانه رود فرات ادامه مییافت و به حدیثه میرسید و سپس در ساحل دریای مدیترانه به شهر انطاکیه میانجامید که آخرین منزل راه زمینی ابریشم بود.
از این اثر فرهنگی-هنری-موسیقایی که دستاورد کوشش اهالی فرهنگ و هنر نیشابور است در آبانماه 1390 رونمایی گردید. درونمایه چکامه «پایتخت اول ایرانی من» (سرود نیشابور)؛ اشاراتی بر پیشینه پرآوازه پایتخت تاریخ و فرهنگ خراسان و یادکرد فشرده برخی ویژگیها، سرمایهها و توانمندیهای اقلیمی، فرهنگی و اجتماعی نیشابور معاصر است. این اثر فرهنگی - موسیقایی که به معرفی نیشابور (فرهنگشهر خراسان) میپردازد؛ بنیانگر و سرآغاز رویکرد موسیقایی (در قالب سرود ویژه) به معرفی شهرها و شهرستانهای خراسان است و نیشابور (مرکز فرهنگی خراسان) به عنوان نخستین شهر خراسانی پدیدآورنده و دارای «سرود ویژه» شناخته میشود.