
ویژه نامه نوروزی ؛نیشابور سرزمین مهر؛ گزیده ای از سرمایـه های تاریخی و فرهنگی و جاذبه های گردشگری نیشابور است که پیش روی نگاه پر مهر شما هموطنان عزیز قرار گرفته است. نسخه PDF این ویژه نامه را میتوانید در ادامه این مطلب دانلود و مشاهده نمایید...
ادامه مطلب ...

مدیر کل میراث فرهنگی خراسان رضوی: نیشابور جزو چهار شهر تاریخی جهانی ]خراسان[ است که سه شهر مرو، بلخ و هرات ثبت جهانی شدهاند و نیشابور هنوز در فهرست موقت ثبت جهانی است. هدف ما ثبت جهانی شهر کهن نیشابور است، همه باید همت و پشتیبانی کنند تا این اتفاق مهم برای نیشابور انجام شود. عرصه تاریخی نیشابور با 3 هزار و 600 هکتار مساحت، منحصربهفردترین عرصه تاریخی است. ضوابط ابلاغی سال 1392 الزاماً باید رعایت شود. حریم این عرصه تاریخی باید رعایت شود و ما شرمنده برخی درخواستها هستیم زیرا نمیتوانیم الزامات میراث فرهنگی را رعایت نکنیم.
وی همچنین افزود: ارزش محوطههای تاریخی نیشابور بسیار زیاد است و باید بیشتر ارزشهای تاریخی آن مدنظر مسئولان شهرستان باشد. شاخصهایی را برای ثبت جهانی تعریف کردند که نیشابور از 4 شاخص به خوبی برخوردار است. «میراث کشاورزی»، «مفاخر جهانی»، «صنایع دستی» و «روستاهای تاریخی»، چهار شاخصی است که نیشابور، در آن سرآمد است.
نیشابور،
شماره ثبت موقت جهانی را دریافت کرده و در ردیف چهاردهم قرار دارد. ثبت جهانی،
سبب افزایش گردشگران خارجی شده و فرصتهای اقتصادی زیادی را پیش روی نیشابور
قرار میدهد. اگر شرایط به ما اجازه دهد که کاوشهای نیشابور
را ادامه دهیم و معماری این شهر را از زیر خاک بیرون بیاوریم گنجی را برای این شهر
پیدا کردهایم، هنوز دیوارهای معماری و پیادهروهای دوره سلجوقی شادیاخ زیر خاک
است، حتی هنوز دیوار شهر کهن وجود دارد./ خبرگزاری تسنیم
مشهد، نیشابور و نقش خراسان در ایران آینده!
پیشنهاد به اندیشمندان و نخبگان نیشابوری و مشهدی

مشهد و نیشابور: بیش از دو همسایه
مشهد؛ مشهدالرضا (ع)؛ حریم حرم هشتمین پیشوای شیعیان جهان؛ پایتخت معنوی ایران؛ دومین کلانشهر کشور پس از تهران؛ و مرکز عمده اداری، سیاسی خراسان ایران از دوران تیموری (حدود قرن دهم) تا امروز؛ و قطب بلامنازع سیاسی– اقتصادی منطقه شرق کشور.
نیشابور؛ با پیشینه فرهنگی پرآوازه در سطح جهانی؛ یکی از کانونهای عمده تاریخ علم و فرهنگ جهان اسلام؛ یک از سه ضلع مثلث فرهنگ و ادب ایرانی (نیشابور، اصفهان و شیراز)؛ مرکز قدیم و ستون هویت تاریخی و فرهنگی خراسان ایران؛ و شهر فرهنگی خراسان امروز.
نیشابور و مشهد؛ جدا از اینکه همسایهاند؛ جدا از پیشینه تاریخی و ویژگیها و همبستگیهای فرهنگی، اجتماعی و اقلیمی مشترک بسیار دارند؛ و جدا از اینکه در منطقه شمال شرق کشور، منافع مشترک فراوانی دارند؛ و با نظر به اینکه تعاملات و مناسبات اجتماعی و فرهنگی امروز خراسان بیانگر این است که مشهدیان و نیشابوریان از همسازترین و همگراترین باشندگان خراسانند؛ اما یک چیز، این دو شهر را بیش از هر چیز، به هم پیوسته و همبسته میدارد و آن «نقشی است که باید خراسان در ایران آینده ایفا نماید.»
خراسان و ایران: از اکنون تا آفرینش آینده
خراسان، پایگاه زبان فارسی؛ خراسان، تکیه گاه استقلال ایران و هویت ایرانی؛ خراسان، پشتوانه و نماد دین و آیین و مذهب ایرانیان؛ و خراسان، فخر ایران در جهان اسلام و حلقه پیوند ایران با حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی در حوزه سرزمینهای شرق ایران و آسیای مرکزی است. اینها که برشمردیم: پیشداشتهها و میراث خراسان، در عرصه ایران عزیز است. خراسان به پشتوانه همین پیشداشتهها، یکی توانگرترین و بارورترین پارههای ایران است که با نگاه به پیشینههای گذشته و توانمندیهای امروز، رسالتی ویژه در درانداختن طرحی درخور در آینده ایران، از آن انتظار میرود؛ البته اگر بخواهیم و انتظار داشته باشیم که نام و نقش خراسان و خراسانی، در آینده ایران و در برومندسازی هویت ایرانی در عرصه بینالمللی، درخور و قابل شمار باشد! اگر بخواهیم ...
ادامه مطلب ...
جای پای هخامنشیان در خشتهای نیشابور
کشف نخستین آثار مربوط به دوره هخامنشیان در نیشابور
مهمترین کشف باستانشناسان بعد از انقلاب
خرامان بر تپههایی از ندانستن، پای بر گنجینههای خویشتن مینهادم؛ چونان اعصار دور بیخبر از سرّ درون! برهوت تپهای که تا یک دهه قبل کس از اسرار نهان آن آگاه نبود و مردمان آن را تپهای بیارزش میان کشتزارهایشان میپنداشتند. گویی ناگاه از نهان خاک، نجوایی برون تراود که:
هر خاک که زیر پای هر نادانی است
زلفین بتی و عارض جانانی است
هر خشت که بر کنگره ایوانی است
انگشت وزیری و سر سلطانی است
آرام به بالای تپه نزدیک میشوم، «سهتپه» دشت «نیشابور» که بر روی آن قدم میزدم را دیگر میتوان امروز یکی از مهمترین آثار باستانشناسی شرق کشور دانست، تپهای که طی سه سال گذشته بیش از ۵۰ باستانشناس را مشغول خودش کرده است. تپهای که توانسته است پازل تاریخی باستانشناسان و تاریخنگاران نسبت به یک قطعه گمشده تاریخ خراسان و شرق ایران را حل کند.
سرپرست هیأت کاوش، درباره این منطقه و آثار کشف شده آن گفت: یکی از سؤالات و نکاتی که در مورد پیشینه تاریخی نیشابور، همیشه وجود دارد این است که تاریخ این شهر از چه زمانی شروع شده است، اطلاعات خیلی خوبی درباره دوران اسلامی نیشابور داریم، شهری که در زمان خودش بسیار فعال بوده و تأثیرات ویژهای در جهان اسلام داشته است. حسن باصفا خاطرنشان کرد: درباره گذشته نیشابور و اینکه از چه زمانی شروع شده است و چه دورانی را طی کرده است اطلاعات زیادی نداریم، کاوشهای باستانی که طی ۱۰ سال گذشته که رشته باستانشناسی در دانشگاه نیشابور ایجاد شد، بهصورت ویژه شروع شده است، در این مدت مناطق تاریخی مانند «شهرک فیروزه» با پنج هزار سال، منطقه «غارچشمه» و «بلوچ» با هفت هزار سال قدمت، کشف شده است. وی تأکید کرد: با این حال هیچ اطلاعاتی درباره یک بازه زمانی به نام هزاره اول یا عصر آهن که جوامع کمکم وارد مباحث حکومتها میشوند در این منطقه یافت نشده بود و هیچگونه اطلاعاتی درباره دشت نیشابور وجود نداشت.
استاد باستانشناسی دانشگاه نیشابور افزود: برای شناخت این مورد و اینکه اصلاً جوامع نیشابور چطور وارد مراحل شهرنشینی و حکومتداری شدهاند، این محوطه را برای کاوش انتخاب کردیم، بررسی سطحی و احتمالات نشان داد که این منطقه به سؤالات ما پاسخ میدهد، پس از اخذ مجوزهای لازم بهمدت ۳ سال از سال ۹۵ در این منطقه در حال کاوش هستیم.
ادامه مطلب ...
چنانکه در نوشتار پیشین اشاره شد، یکی از چالشهای پیش روی توسعه پایدار نیشابور به عنوان «دومین منطقه پرجمعیت شمال شرق کشور» (خراسان معاصر یا خراسان بزرگ غربی تاریخی- فرهنگی)، تقویت شبکه جادههای مواصلاتی این ناحیه است. جاده مشهد - نیشابور - تهران، مهمترین و پرترددترین محور مواصلاتی است که از عرض (شرق به غرب) حوزه جغرافیایی دشت نیشابور، عبور میکند؛ مسیر جاده قوچان -– نیشابور -– کاشمر، دومین محور مهم مواصلاتی است که از طول (شمال به جنوب) جعغرافیای دشت نیشابور عبور میکند؛ این مسیر از آن دیدگاه که نزدیکترین محور مواصلاتی ترانزیتی دسترسی کشور ترکمنستان به دریای عمان است؛ حائز اهمیتی بالا در حوزه حمل و نقل منطقهای، ملی و بینالمللی میباشد.
مسیر جادهای قوچان - نیشابور - کاشمر، در ناحیه شمالی؛ از طریق باجگیران به عشقآباد (پایتخت ترکمنستان) و در ناحیه جنوبی؛ از طریق فیضآباد، بیرجند، ایرانشهر، نیکشهر و چابهار؛ با مسافتی در حدود 1833 کیلومتر، نزدیکترین مسیر در شرق کشور، برای اتصال پایتخت کشور ترکمنستان به بندر چابهار و دریای عمان است. با توجه به وجود زیرساختهای نسبی جادهای ترانزیتی در بخش جنوبی؛ همکاری و همگرایی پنج شهرستان عمده قوچان، فیروزه، نیشابور، کاشمر و مه ولات (در بخش شمالی) به منظور «ارتقای قطعه قوچان-نیشابور-کاشمر-فیضآباد»، نقش بسزایی در فعالسازی ظرفیتهای لازم در این مسیر ترانزیتی دارد.
احیا و تقویت این مسیر جادهای راهبردی، دارای دستاوردهای بزرگ اقتصادی، تجاری، گردشگری و ... برای همه مردم ساکن در این منطقه (اعم از مردم شهرستان قوچان، فیروزه، نیشابور، کاشمر و مهولات) میباشد. این مسیر، زیرساخت اصلی جادهای بخشهای سرولایت، میانجلگه و کوهسرخ است و در نگاهی کلی، ارتقای زیرساختی این محور مواصلاتی، اقدامی بسیار موثر و ضروری در «رفع تبعیض، و استقرار عدالت مواصلاتی» در شهرستانهای مسیر نسبت به شهرستانهای همجوار به شمار میآید./ «یار خراسانی»

در اشاره به جغرافیای سیاسی معاصر ایران، استانهای «خراسان شمالی»، «خراسان رضوی»، «خراسان جنوبی»، «سیستان و بلوچستان» -که با کشورهای همسایه شرقی ایران، افغانستان و پاکستان، مرز مشترک دارند- منطقه «شرق ایران» (East of Iran) یا ایران شرقی (Eastern Iran) نامیده میشود. این منطقه با در بر گرفتن جمعیت 10،879،484 نفری (شامل خراسان شمالی: 863،092؛ خراسان رضوی: 6،434،501؛ خراسان جنوبی: 768،798؛ سیستان و بلوچستان: 2،813،093 بر اساس نتایج سرشماری 1395)؛ بیش از 13.6 درصد از جمعیت کشور (79،926،270 نفر) را در خود جای داده است.
منطقه شرق ایران؛ جغرافیای تاریخی
«منطقه شرق ایران» را از دیدگاه جغرافیای تاریخی، در یک نگاه کلی میتوان در بر گیرنده چهار ناحیه بزرگ تاریخی-فرهنگی ایران بزرگ تاریخی-فرهنگی به شمار آورد: «نیشابور» یا خراسان بزرگ غربی (شامل استانهای خراسان شمالی و رضوی و حدی از پیرامون آن)، «قهستان» (شامل استان خراسان جنوبی)، «سیستان» (شامل شمال استان سیستان و بلوچستان و حدی از پیرامون آن)، «مکران» (شامل جنوب استان سیستان و بلوچستان و حدی از پیرامون آن). در شماری از متون تاریخی و جغرافیایی قدیم؛ قهستان را در زمره ناحیه ربع نیشابور (خراسان بزرگ غربی) به شمار آوردهاند. گفتنی است «خراسان بزرگ» که خراسان ایران امروزین و کشورهای افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان را در بر میگرفته است؛ به چهار بخش، تقسیم میشده که هر بخش به نام مرکز آن، نامیده میشده است. بخش غربی خراسان بزرگ: نیشابور؛ بخش جنوبی خراسان بزرگ: هرات، بخش شمالی خراسان بزرگ: مرو، بخش شرقی خراسان بزرگ: بلخ. پس آنچه امروزه در کشورمان، به نام «خراسان» نامیده میشود، همان بخش غربی خراسان بزرگ یا خراسان بزرگ غربی است که در متون جغرافیایی و تاریخی قدیم به نامهای «ساتراپی ابرشهر» (در دوره ساسانی و پیش از آن) و «ربع نیشابور» (در دوره اسلامی) آمده است.
احیای جاده کهن ابریشم
(قطعه بزرگراه نیشابور – فیروزه – خوشاب- جوین – جغتای - میامی)
یک مطالبه منطقهای
با تأثیرات عمیق در توسعه پایدار شمال شرق کشور
«کویان»، «گویان»، «جویان» یا «جوین»، منطقهای است با پیشینه تاریخی و فرهنگی بسیار پُربار که از اعتبار سرزمین، مردمان نیکسیرت و بزرگان دانشمند و پرآوزاه آن در متون تاریخی، سخنها آمدهاست. کویان بزرگ، به تعبیری؛ «سرزمین مشاهیر» است. این منطقه کهن، خاستگاه دانشورزان نامداری همچون «امام الحرمین»، «عطاملک جوینی»، «سیدحسن غزنوی»، «هلالی جغتایی»، «معینی جوینی» و … است. «کویان بزرگ» یا «جوینِ بزرگِ فرهنگی»، به عنوان یکی از اقالیم و ولایتهای اصلی داوزدهگانه بخش غربی خراسان بزرگ (خراسان غربی تاریخی و فرهنگی)؛ شهرستانهای «جغتای» و «جوین» و بخشی از «خوشاب» امروز را در بر میگیرد که دارای اشتراکات تاریخی و فرهنگی بسیار ژرفاند.

کویان بزرگ؛ از دیدگاه جغرافیایی نیز دارای هویت جغرافیایی شاخص است چرا که این سه شهرستان (جغتای و جوین و خوشاب)، در عرض و پیوسته به یکدیگر، یک دشت پهناور، یکپارچه و حاصلخیز را در بر میگیرند. افزون بر اشتراکات تاریخی و فرهنگی؛ این پیوستگی سرزمینی و همگونی اقلیمی؛ بخش بزرگی از همه مسائل توسعه این سه شهرستان توانمند را همراستا، مکمل و همافزاینده یکدیگر، قرار دادهاست؛ و خوشبختانه؛ ایجاد واحدهای مستقل سیاسی، در دهه ۱۳۸۰ خورشیدی، بستر ارتقای سطوح مدیریتی، تصمیمسازی و تصمیمگیری را به ارمغان آورده و زمینههای لازم (در راستای توسعه همهجانبه و پایدار این منطقه تاریخی و توانمند) برای همگرایی و همدلی روزافزون مردم و مسولان این سه شهرستان پیوسته و همگون، فراهم گردیدهاست.
«سرزمین کویان بزرگ تاریخی – فرهنگی» یا «دشت جُوِین»، در جهت کلی شمال غربی (شهرستان جغتای) به جنوب شرقی (شهرستان خوشاب)، و با انحنای کلی به جهت شمال در نواحی میانی، گسترش یافتهاست. این دشت زرخیز با طول حدود ۱۵۰ کیلومتر (از شفیعآباد جغتای در غرب، تا بلقانآباد خوشاب در شرق)؛ در نیمه غربی (در حدود ناحیه-خطی که روستای انداده شهرستان جوین در شمال و روستای حطیطه شهرستان خوشاب در جنوب، در مسیر آن قرار دارند) دارای بیشترین عرض، یعنی بیش از ۴۰ کیلومتر است. این دشت، در جبهه جنوب شرقی (شهرستان خوشاب)، از طریق شهرستان فیروزه به دشت نیشابور میپیوندد.
ادامه مطلب ...
دو چیز غمِ سفر ز مرد کُند آزاد
علی الصباح نیشابور و خفتنِ بغداد
علامه علیاکبر دهخدا در کتاب گرانسنگ «لغتنامه» در این مایه، نوشته است: «علی الصباح نشابور و خفتن بغداد؛ صبح نیشابور و شام بغداد، مفرّح و نشاطانگیز است. و در «لطافتِ هوا» مَثَل بوده است:
صبح نیشابور اگر جانپرور است
شام دجله نیز با وی همبر است»
و استاد زندهیاد محمدحسن فرحبخشیان، این همبری را از نگاه دیگری، به رشته سخن درآورده است:
مکن ترک وطن، ژولیده بهر «خفتن بغداد»
که آن حال و هوا را «صبح نیشابور» هم دارد
نیشابور و بغداد؛ این دو کهنشهر افسانهای غرب آسیا که «لطافتِ هوا»یِ دلانگیزشان، آوازهای جهانگیر یافته، بیش از این، نامشان در کنار و همبر و دوشادوش یکدیگر آمده است؛ چرا که یکی، گرانیگاه هویت تاریخی و فرهنگی خراسان است و دیگری، پایگاه تحولات تاریخی و فرهنگی عراق عرب. باری، در گستره جغرافیایی-تاریخی دانش و فرهنگ مسلمانان، چند نقطه یا منطقه است که نامی پرآوازه دارند: مصر، بغداد، نیشابور، ماوراءالنهر و حجاز؛ که اینها پرچمداران، علوم و فرهنگ اسلامی بودهاند. در شماری از نوشتارها، نیشابور را رقیب ایرانی «قاهره» (مرکز فرهنگی سرزمین مصر) و بغداد (پایگاه فرهنگی عراق عرب) دانستهاند. گمانی نیست که پیشنیاز این رقابت و هماوردی، بیش از هر چیز؛ داشتن ارتباطات، تعاملات و پیوندهای فرهنگی و اجتماعی همواره و پایدار بوده است. در این نوشتار، نگاهی کوتاهوار بر پیوندهای نیشابور و بغداد خواهیم داشت؛ باشد که با بررسیها و پژوهشهای آینده، چهرهای بسیار روشنتر از پیوندهای ژرف این دو فرهنگشهر تاریخی با ابعاد تاثیر بینالمللی، که دارای پیشینه بیش از یک هزاره میباشد، در پیش روی قرار گیرد.
ادامه مطلب ...