ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
ابوعبدالله حاکم نیشابوری (321 - 405ق) تاریخنگار و محدث سرشناس سده چهارم هجری، کتابی مشهور در تاریخ نیشابور دارد. حاکم در بخشی از کتاب «تاریخ نیشابور» به ولایتهای ربع نیشابور پرداخته است. ربع نیشابور، بخش غربی خراسان بزرگ و یکی از چهار بخش خراسان است که عبارتند از ربع بلخ (خراسان شرقی)، ربع مرو (خراسان شمالی)، ربع نیشابور (خراسان غربی)، ربع هرات (خراسان جنوبی). حوزه جغرافیای تاریخی ربع نیشابور، با نظر به منابع مختلف تاریخی و جغرافیایی قدیم؛ استانهای خراسان کنونی ایران و پارهای از سرزمینهای پیرامونی آن در کشورها و استانهای همسایه را در بر میگیرد.
حاکم در بخش ولایتهای کتاب «تاریخ نیشابور» از دوازده ولایت خراسان غربی (بیهق؛ جوین؛ اسفراین؛ خبوشان؛ ارغیان؛ پُشت؛ رخ؛ زوزن؛ خواف؛ ازقند؛ جام و باخرز؛ جاجرم) در زمان خود سخن میگوید و البته توصیفی زیبا درباره ولایت پرافتخار و تاریخی جوین دارد که به این شرح است:
ادامه مطلب ...خراسان، چه در بافت ایرانشهری دوره ساسانی و چه در چهره سرزمین محدثان، عالمان، دانشمندان و ادیبان دوره اسلامی؛ یکی از کانونهای جغرافیایی انباشته از هویت تاریخی و فرهنگی حوزه تمدنی ایران بزرگ است.
امروز، بخش بزرگی از خراسان در مرزهای کشور امروزین ایران نیست و قلمرو سرزمینی کشورهای ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و افغانستان را تشکیل میدهد. اما پیشینههای درخشان تاریخی و پیوندهای دیرین فرهنگی، فراتر و معنادارتر از مرزهای قراردادی سیاسی عمل مینمایند. با آگاهی از اینکه آنچه امروز به نام خراسان میشناسیم، در واقع؛ «خراسان غربی» یا بخش غربی خراسان بزرگ است که در مرزهای ایران امروزین به نام استانهای خراسان خودنمایی میکند؛ ما را به این واقعیت رهنمون میسازد که خراسان غربی (خراسان ایران امروزین) دنبالهای تاریخی و فرهنگی دارد که در کشورهای یادشده گسترده میشود. به عبارت دیگر؛ نیشابور (در خراسان مرکزی ایران امروزین) -به عنوان کانون هویت تاریخی و فرهنگی خراسان غربی - هموندهایی دارد در آن سوی مرزهای سیاسی محترم امروزین به نام مرو، هرات، بلخ (و بخارا، سمرقند و خجند در بخش فرارودی خراسان) که هر یک به نوبه خود، ارکان و کانونهای تاریخی و فرهنگی خراسان به شمار میآیند.
با این مقدمه مختصر، این دستاورد را خواهیم داشت که نیشابور در جایگاه کانون تاریخ و فرهنگ خراسان غربی، کلید ایران امروز برای احیای گنجینه گرانقدر پیوندهای تاریخی و فرهنگی خویش در عرصه خراسانی است.
سالهاست که با گرامیان مهرورز همراهیم و در این همراهی اما همراهترین با من و شما، یار نیشابوری بوده و هست. آن فرهیخته مهرورز که به قلم دغدغهمندش بسیاری از مسائل نیشابور را با همراهان «نیشابور؛ سرزمین بینالود» -که چندی است به نام «نیشابور؛ خراسان مرکزی»-اَش میشناسیم- به اشتراک گذاشته است و اینک نوشتههای آن همراه همدل، آرشیوی است از مسائل توسعه نیشابور. آرشیوی، دستاورد اندیشهای کاوشگر که نگاهی ژرف و نکتهسنجانه به مسائل فرهنگشهر خراسان (نیشابور) و فرهنگدیار خراسان (حوزه نیشابور بزرگ یا خراسان مرکزی) دارد. از این همراهی دغدغهمند اندیشگر، بسیار خوشحال و خرسندم.
در این سالها دو مطلب هست که نگاهی ویژه به توانمندیهای فرهنگی، اقلیمی و انسانی نیشابور داشته است. بدین بهانه، یادآوریشان مینمایم./ یار خراسانی
ویژهنامه «نیشابور؛ فرهنگشهر خراسان»
ویژهنامه «نیشابور؛ سرزمین مهر»
ویکتور هوگو: «الماس» را جز در قعر زمین، و «حقیقت» را جز در ژرفای «اندیشه» نتوان یافت.
گویان و حاکمنشینان آن
«گویان» نام قدیم و اصیل جوین است. یاقوت حموی در کتاب «معجم البلدان» نوشته است: «جوین: تسمیها اهل خراسان گویان، فعربت فقیل جوین»: اهالی خراسان، جوین را گویان میگویند و کلمه گویان، معرب گردیده و به صورت جوین درآمده است. گویان در تطبیق با جغرافیای امروز، منطقهای است که از غرب به شرق، شهرستانهای جغتای، جوین و بخش بزرگی از خوشاب را شامل میشود و مطالعات تاریخی نشان میدهد که قلمرو گویان در جهت شمال شرقی به سوی جاجرم و در غرب، فرومد را نیز در بر میگرفته و چنانکه حمدالله مستوفی (قرن هشتم) در «نزهة القلوب» نوشته است در این زمان، فرومد حاکمنشین گویان بوده است. بر اساس پژوهش منصور جغتایی، حاکمنشینان یا مراکز اداری منطقه گویان به ترتیب زمانی عبارتند: «آزادوار» تا اواخر قرن هفتم هجری؛ «فریومد» تا اواخر قرن یازدهم؛ «آققلعه» تا نیمه قرن سیزدهم؛ «جغتای» تا دوران تقسیمات جدید کشوری (تجزیه گویان بزرگ به دو بخش جوین و جغتای)؛ در دوران معاصر، دو شهر تاریخی نقاب و جغتای، مراکز اداری این منطقهاند.
گویان و دو گذرگاه گسترده باستانی آن
به هر روی؛ «ولایت گویان» یا «منطقه جوین بزرگ تاریخی و فرهنگی» مشخصات جغرافیایی متمایز دارد و از نگاه جغرافیای طبیعی؛ در شمال به واسطه رشتهکوه هزارده جوین از دشت اسفرین، در جنوب به واسطه رشتهکوههای جغتای از دشت سبزوار یا ناحیه بیهق قدیم جداست. در شرق، از طریق گذرگاهی وسیع که روستای «رباط جز» (از توابع شهرستان خوشاب کنونی) در دهانه آن واقع شده با دشت نیشابور، ارتباطی پایدار مییابد و در غرب نیز به واسطه گذرگاه گسترده دیگری که روستای «دوبرجه» (در 5 کیلمتری غرب امیرآباد) جاجرم در دهانه آن جای گرفته با حوزه جنوبی دشت جاجرم و سپس دشت بسطام در غرب ارتباط مییابد. شایان توجه اینکه در نام هر دو نقطه (رباط جز و دو برجه) پیوند معنایی با دنیای تجارت و امنیت قدیم (رباط: کاروانسرا / دوبرجه : قلعه دارای دو برج) برقرار است که اینجا شاخه کاروانی و تجاری شاهراه خراسان و جاده ابریشم بوده است.
ادامه مطلب ...- گویان، کویان یا جوین بزرگ تاریخی و فرهنگی
ابوعبدالله حاکم نیشابوری (405-321 هجری) در کتاب «تاریخ نیشابور»، جوین بزرگ را چنین توصیف کرده است: «منشاء اولیاء و علماء، قری و قنوات در عمارات به حدّ غایات یه یکدیگر قریب، چنانچ همه را به مثابه یک ربع مسکون مملکت توان گفت ...» بله، سرزمینی که خاستگاه عارفان و دانشمندان است و روستاها و کاریزهای آن چنان به هم نزدیکند که این سرزمین را به شایستگی باید منطقه مسکونی یک کشور (در مقابل مناطق غیر سکونتگاهی آن از قبیل کویرها و بیابانها و ...) خواند. چنین سرزمینی آباد و پرجمعیت، باید بستر امن جادهها و توقفگاهی دائمی برای مسافران و بازرگانان باشد. تاریخ نیز به جز این، گواهی نمیدهد.
یاقوت حموی (قرن 6 هجری) در کتاب «معجمالبدان» نوشته است: «کورهای (= منطقهای) بزرگ و زیباست که بر سر کاروانها از بسطام تا نیشابور قرار دارد؛ اهالی خراسان آن را کویان گویند که معرب آن جوین باشد.» شمسالدین محمد مقدسی (قرن 4 هجری) در کتاب «احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، ضمن توصیف جوین بزرگ، به راه مهم دیگری در این سرزمین اشاره میکند: «گویان (جوین) سرزمینی پهناور و پرحاصل است، میوه و غلّه بسیار و پوشاک از آن صادر میکنند. راهی به گرگان دارد. مردمش اهل حدیث و ادبدوستند. نام شهر ایشان آزادوار است؛ آباد و پرجمعیت و حاصلخیز است.» پس جوین بزرگ، با سه شهر مهم شمال شرق ایران قدیم ارتباط جادهای پایدار داشته است: «نیشابور» در شرق، «گرگان» در شمال غرب و «بسطام: در غرب. بسطام در 5 کیلومتری شمال شهر شاهرود امروزی قرار دارد.