ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
مشهد، نیشابور و نقش خراسان در ایران آینده!
پیشنهاد به اندیشمندان و نخبگان نیشابوری و مشهدی
مشهد و نیشابور: بیش از دو همسایه
مشهد؛ مشهدالرضا (ع)؛ حریم حرم هشتمین پیشوای شیعیان جهان؛ پایتخت معنوی ایران؛ دومین کلانشهر کشور پس از تهران؛ و مرکز عمده اداری، سیاسی خراسان ایران از دوران تیموری (حدود قرن دهم) تا امروز؛ و قطب بلامنازع سیاسی– اقتصادی منطقه شرق کشور.
نیشابور؛ با پیشینه فرهنگی پرآوازه در سطح جهانی؛ یکی از کانونهای عمده تاریخ علم و فرهنگ جهان اسلام؛ یک از سه ضلع مثلث فرهنگ و ادب ایرانی (نیشابور، اصفهان و شیراز)؛ مرکز قدیم و ستون هویت تاریخی و فرهنگی خراسان ایران؛ و شهر فرهنگی خراسان امروز.
نیشابور و مشهد؛ جدا از اینکه همسایهاند؛ جدا از پیشینه تاریخی و ویژگیها و همبستگیهای فرهنگی، اجتماعی و اقلیمی مشترک بسیار دارند؛ و جدا از اینکه در منطقه شمال شرق کشور، منافع مشترک فراوانی دارند؛ و با نظر به اینکه تعاملات و مناسبات اجتماعی و فرهنگی امروز خراسان بیانگر این است که مشهدیان و نیشابوریان از همسازترین و همگراترین باشندگان خراسانند؛ اما یک چیز، این دو شهر را بیش از هر چیز، به هم پیوسته و همبسته میدارد و آن «نقشی است که باید خراسان در ایران آینده ایفا نماید.»
خراسان و ایران: از اکنون تا آفرینش آینده
خراسان، پایگاه زبان فارسی؛ خراسان، تکیه گاه استقلال ایران و هویت ایرانی؛ خراسان، پشتوانه و نماد دین و آیین و مذهب ایرانیان؛ و خراسان، فخر ایران در جهان اسلام و حلقه پیوند ایران با حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی در حوزه سرزمینهای شرق ایران و آسیای مرکزی است. اینها که برشمردیم: پیشداشتهها و میراث خراسان، در عرصه ایران عزیز است. خراسان به پشتوانه همین پیشداشتهها، یکی توانگرترین و بارورترین پارههای ایران است که با نگاه به پیشینههای گذشته و توانمندیهای امروز، رسالتی ویژه در درانداختن طرحی درخور در آینده ایران، از آن انتظار میرود؛ البته اگر بخواهیم و انتظار داشته باشیم که نام و نقش خراسان و خراسانی، در آینده ایران و در برومندسازی هویت ایرانی در عرصه بینالمللی، درخور و قابل شمار باشد! اگر بخواهیم ...
ادامه مطلب ...
جای پای هخامنشیان در خشتهای نیشابور
کشف نخستین آثار مربوط به دوره هخامنشیان در نیشابور
مهمترین کشف باستانشناسان بعد از انقلاب
خرامان بر تپههایی از ندانستن، پای بر گنجینههای خویشتن مینهادم؛ چونان اعصار دور بیخبر از سرّ درون! برهوت تپهای که تا یک دهه قبل کس از اسرار نهان آن آگاه نبود و مردمان آن را تپهای بیارزش میان کشتزارهایشان میپنداشتند. گویی ناگاه از نهان خاک، نجوایی برون تراود که:
هر خاک که زیر پای هر نادانی است
زلفین بتی و عارض جانانی است
هر خشت که بر کنگره ایوانی است
انگشت وزیری و سر سلطانی است
آرام به بالای تپه نزدیک میشوم، «سهتپه» دشت «نیشابور» که بر روی آن قدم میزدم را دیگر میتوان امروز یکی از مهمترین آثار باستانشناسی شرق کشور دانست، تپهای که طی سه سال گذشته بیش از ۵۰ باستانشناس را مشغول خودش کرده است. تپهای که توانسته است پازل تاریخی باستانشناسان و تاریخنگاران نسبت به یک قطعه گمشده تاریخ خراسان و شرق ایران را حل کند.
سرپرست هیأت کاوش، درباره این منطقه و آثار کشف شده آن گفت: یکی از سؤالات و نکاتی که در مورد پیشینه تاریخی نیشابور، همیشه وجود دارد این است که تاریخ این شهر از چه زمانی شروع شده است، اطلاعات خیلی خوبی درباره دوران اسلامی نیشابور داریم، شهری که در زمان خودش بسیار فعال بوده و تأثیرات ویژهای در جهان اسلام داشته است. حسن باصفا خاطرنشان کرد: درباره گذشته نیشابور و اینکه از چه زمانی شروع شده است و چه دورانی را طی کرده است اطلاعات زیادی نداریم، کاوشهای باستانی که طی ۱۰ سال گذشته که رشته باستانشناسی در دانشگاه نیشابور ایجاد شد، بهصورت ویژه شروع شده است، در این مدت مناطق تاریخی مانند «شهرک فیروزه» با پنج هزار سال، منطقه «غارچشمه» و «بلوچ» با هفت هزار سال قدمت، کشف شده است. وی تأکید کرد: با این حال هیچ اطلاعاتی درباره یک بازه زمانی به نام هزاره اول یا عصر آهن که جوامع کمکم وارد مباحث حکومتها میشوند در این منطقه یافت نشده بود و هیچگونه اطلاعاتی درباره دشت نیشابور وجود نداشت.
استاد باستانشناسی دانشگاه نیشابور افزود: برای شناخت این مورد و اینکه اصلاً جوامع نیشابور چطور وارد مراحل شهرنشینی و حکومتداری شدهاند، این محوطه را برای کاوش انتخاب کردیم، بررسی سطحی و احتمالات نشان داد که این منطقه به سؤالات ما پاسخ میدهد، پس از اخذ مجوزهای لازم بهمدت ۳ سال از سال ۹۵ در این منطقه در حال کاوش هستیم.
ادامه مطلب ...در اشاره به جغرافیای سیاسی معاصر ایران، استانهای «خراسان شمالی»، «خراسان رضوی»، «خراسان جنوبی»، «سیستان و بلوچستان» -که با کشورهای همسایه شرقی ایران، افغانستان و پاکستان، مرز مشترک دارند- منطقه «شرق ایران» (East of Iran) یا ایران شرقی (Eastern Iran) نامیده میشود. این منطقه با در بر گرفتن جمعیت 10،879،484 نفری (شامل خراسان شمالی: 863،092؛ خراسان رضوی: 6،434،501؛ خراسان جنوبی: 768،798؛ سیستان و بلوچستان: 2،813،093 بر اساس نتایج سرشماری 1395)؛ بیش از 13.6 درصد از جمعیت کشور (79،926،270 نفر) را در خود جای داده است.
منطقه شرق ایران؛ جغرافیای تاریخی
«منطقه شرق ایران» را از دیدگاه جغرافیای تاریخی، در یک نگاه کلی میتوان در بر گیرنده چهار ناحیه بزرگ تاریخی-فرهنگی ایران بزرگ تاریخی-فرهنگی به شمار آورد: «نیشابور» یا خراسان بزرگ غربی (شامل استانهای خراسان شمالی و رضوی و حدی از پیرامون آن)، «قهستان» (شامل استان خراسان جنوبی)، «سیستان» (شامل شمال استان سیستان و بلوچستان و حدی از پیرامون آن)، «مکران» (شامل جنوب استان سیستان و بلوچستان و حدی از پیرامون آن). در شماری از متون تاریخی و جغرافیایی قدیم؛ قهستان را در زمره ناحیه ربع نیشابور (خراسان بزرگ غربی) به شمار آوردهاند. گفتنی است «خراسان بزرگ» که خراسان ایران امروزین و کشورهای افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان را در بر میگرفته است؛ به چهار بخش، تقسیم میشده که هر بخش به نام مرکز آن، نامیده میشده است. بخش غربی خراسان بزرگ: نیشابور؛ بخش جنوبی خراسان بزرگ: هرات، بخش شمالی خراسان بزرگ: مرو، بخش شرقی خراسان بزرگ: بلخ. پس آنچه امروزه در کشورمان، به نام «خراسان» نامیده میشود، همان بخش غربی خراسان بزرگ یا خراسان بزرگ غربی است که در متون جغرافیایی و تاریخی قدیم به نامهای «ساتراپی ابرشهر» (در دوره ساسانی و پیش از آن) و «ربع نیشابور» (در دوره اسلامی) آمده است.
خیام در علم ریاضی و نجوم و اخترشناسی از خیام رباعی سرا هیچ کم ندارد. خیام در ادبیات فارسی نماد «تعقل»، «تفکر»، «آزادگی» و «نشاط» است. حکیم عمر خیام نیشابوری؛ بیش از هر چهره ایرانی دیگری، آن هم از راه سخن و اندیشه، فرهنگ و ادبیات و نام ایران را در میان مردمان جهان گسترانیده، پس بیراه نیست که این چهره، به یکی از نمادهای ملی ایران، تبدیل شده و افزون بر رباعیات او که به بیشتر زبانهای جهان ترجمه شده و میشود؛ تندیس وی نیز نمادگری بر پویندگی فرهنگی ایران در مراودات بینالمللی است. نصب تندیس خیام در چهارتاقی دانشمندان ایرانی در مقرر سازمان ملل در وین اتریش تا نصب تندیس خیام در آستراخان روسیه به عنوان نماد ملی ایران و نشانگر ایرانی صلح و دوستی در همراهی با تندیسهای نمادین دیگر کشورهای حوزه دریای خزر (آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان).
تندیس این چهره پرآوازه ایرانی، به بهانههای فرهنگی گوناگون در شهرهای گوناگون جهان از جمله بخارست و دوشنبه و نیویورک و کاراکاس و مادرید و سارایوو و … نصب شده و در شهرهای کشورمان نیز با فراوانی بسیار میتوان سراغ از تندیس این دانشمند و شاعر بزرگ ایرانی گرفت. آخرین رویداد نصب تندیس این حکیم پرآوازه کشورمان، در شهریور سال جاری و در حوالی خیابان ولیعصر تهران است که در پی درخواستی از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران و به کوشش شهرداری منطقه ۱۱ و همچنین سازمان زیباسازی شهر تهران، انجام شدهاست.
ادامه مطلب ...