
دهه ۸۰ و موضوع تقسیم استان خراسان، یکی از مهمترین دوران تاریخ معاصر این سرزمین را تشکیل میدهد، در آن سالها بود که فعالیت های گسترده ای از سوی مردم نیشابور و دیگر شهرهای رغیب برای دستیابی به مرکزیت استان جریان داشت، در این میان البته اختلافات محلی دو شهرستان نیشابور و سبزوار باعث شد که این مناطق نتوانند به حق خود در این طرح دست یابند و در نتیجه سرانجام تقسیم خراسان به نفع بیرجندی ها و بجنوردی ها (که شهرهای پنجم و ششم استان بودند!) در خرداد ۸۳ با مصوبه مجلس ششم خاتمه یافت. در همین ایام مردم نیشابور که هنوز داغ از دست دادن همشهریان و مسئولان خود (از جمله فرماندار وقت) را در حادثه ۲۹ بهمن ۸۲ (انفجار قطار) بر دل داشتند از تصمیمی آگاه شدند که در پی آن قرار بود جایگاه سیاسی فرمانداری شهرستان رغیب که در طرح تقسیم ناکام مانده بود به صورت یک جانبه و بدون توجه به حق و جایگاه نیشابور ارتقا یابد. این موضوع واکنش مجامع عمومی و اعتراضات عمومی را منجر شد.
ادامه مطلب ...
منطقه خراسان، یکی از قدیمیترین مناطق کشت پسته در ایران است و امروزه یکی از مناطق مطرح تولید پسته ایران میباشد. شهرستان نیشابور که در جغرافیای مرکز خراسان واقع شده، یکی از تولیدکنندگان عمده پسته خراسان به شمار میآید. درباره پیشینه پرورش پسته در ایران گفتی است که این گیاه از دیرباز در نقاط مختلف ایران مورد کشت و پرورش قرار میگرفته است. جنگلهای وحشی و خودروی پسته در ناحیه شمال شرقی ایران و نواحی هممرز با ترکمنستان و افغانستان پیشینهای باستانی دارد و تصور میرود که درخت پسته حدود سه تا چهار هزار سال پیش، در ایران، اهلی شده و مورد کشت و کار قرار گرفته است. اولین ارقام پسته در ایران حاصل پرورش و اهلی کردن درختان پسته وحشی بوده است که تعداد این ارقام، بسیار محدود و شکل ظاهری آن، با محصول پسته خودرو شباهت داشته است. کم کم بر اثر پیوند و جابجایی این ارقام و توجه باغداران از نظر درشتی دانههای پسته تا حدودی تحول ایجاد شده و ارقام جدیدی بوجود آمده است. ادامه مطلب ...
«فمطلع الشمس من خراسان»
خراسان، در جغرافیای کهن، منطقهای است که به طور سنتی به سرزمینهای شرق کویر نمک تا ترکستان و هندوستان در شرق و ماوراءالنهر در شمال و به سرزمینهای فراسوی هرات در جنوب، محدود بوده است. خُراسان از زمان ساسانیان به اینطرف، نامی سنتی و کلی برای اشاره به نواحی شرقی ایران امروزی و بخشی عمده از کشورهای افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و بخشهایی از قرقیزستان امروزی به کار میرفته است. در دوران اسلامی، این خراسان بزرگ، به چهار بخش اصلی یا «ربع» تقسیم میشده و شهرهای بلخ، مرو، نیشابور و هرات، چهار شهر اصلی، مرکز ربعها و کانون تحولات خراسان بودهاند. نیشابور، شهر عمده ربع یا بخش غربی خراسان بزرگ است و بُشت، بیهق، جوین، جاجرم، اسفراین، خبوشان، اسفند، جام، باخرز، خواف، زاوه، رخ، زوزن، بوزجان، طوس، نسا، ابیورد، طوس، طبسین و قهستان از ولایتهای ربع نیشابور هستند که این منطقه، در جغرافیای امروز، استانهای سه گانه خراسان شمالی، خراسان جنوبی و خراسان رضوی کشور عزیزمان ایران را تشکیل میدهد. در واقع، با نگاهی به جغرافیای فرهنگی خراسان بزرگ ایرانزمین، «نیشابور» تنها شهر عمده خراسانی است که در جغرافیای امروز کشور ایران، باقی مانده است و این، رسالت این شهر را به عنوان یکی از مراکز عمده فرهنگی خراسان بزرگ در روابط فرهنگی کشورهای دربرگیرنده خراسان بزرگ، دوچندان مینماید. شوربختانه، چند سده است که ستم و بیداد تاریخ، میان ما خویشان خراسانی، فاصلهای انداخته، اما پیشینه تاریخی گرانسنگ و پیوندهای فرهنگی ژرف و دیرین ما، بهترین و توانافزاترین بستر و زمینه برای همگرایی و همکاری در راستای توسعه است. شناخت، نخستین گام در همگرایی است. در اینجا، بر آنیم به معرفی کوتاه شهرهای مهم و کهن خراسان در فراسوی مرزهای کشورمان بپردازیم تا به امید خداوند بزرگ، دریچهای باشد برای نگاهی احیاءمحور به پیوندهای تاریخی و فرهنگی ما فرزندان نیشابور کهن و و میراثداران ابرشهر باستانی با خویشان خراسانیمان. به امید روزی که میان خویشان کهن خراسانی، فاصلهای به جز، کیلومترهایی که مرزهای جغرافیایی بین شهرها، ولایتها و استانها و کشورها را در مینوردند نباشد.
ادامه مطلب ...
نیشابور و اسفراین؛ دو تن از شهرگان نامدار خراسانی؛ که ریشه در تاریخ کهن این خطه، دارند. نشان نشابور و اسفراین را با نامهای اپرنگشهر (اپرشهر) و استوئن (آستوئن)، در قلمرو سرزمین پارت و امپراتوری اشکانی توان یافت و در دوران اسلامی، این دو فرهنگشهر خراسانی، مهد دانش و فرهنگ و زادگاه دانشوران و اندیشمندان بزرگ جهان اسلام بوده و در دوران معاصر با در بر داشتن پیشینه تاریخی و فرهنگی پربار، و همچنین به عنوان سکونتگاه اقوام و تیرههای گونهگون مردم خراسان، بخشی ارجمند از گنجینه مرمشناسی و میراث تاریخی و فرهنگی مردم خراسان را میراثداری و پاسداری مینمایند. این نوشتار، همراه با اشارهای به پیشینه تاریخی این دو کهنشهر خراسانی، به معرفی یکی از دانشمندان بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری به عنوان نماد علمی پیوندهای فرهنگی اسفراین و نیشابور، و معرفی «کشتی باچوخه» به عنوان نماد پیوند آیینی اسفراینیان و نیشابوریان پرداخته و در پایان، پیشنهادهایی برای همگرایی و همکاری این دو کهندیار ارائه خواهد شد.
«خزانه مشرقین»، «تجارتخانه خاور و باختر» و «دهلیز شرق»، از شمار پاژنامها (لقبها)ی نیشابور در درازنای تاریخاند که در آنها، به یکی از ویژگیهای این دیار، در جغرافیای مشرقزمین یا خاوران، اشاره شده است؛ دیری نمیگذرد در مطلبی که با عنوان «ضرورتها و مبانی استدلالی ایجاد صدا و سیمای مرکز نیشابور»، در وبگاه «روزنه؛ پورتال جامع اطلاعرسانی شهرستان نیشابور» منتشر گردید به جایگاه و نقش بنیادین نیشابور در تحولات و هویت تاریخی و فرهنگی خراسان و یا به تعبیری، «خاوران» ایرانزمین اشاره شد. «خراسان» و «خاوران» دو واژه و دو مفهوماند که همپوشانی معنایی بالایی با هم دارند اما در «خاوران» ایهامی است که، برای او گسترده کاربردی دوگونهای در زبان فارسی، فراهم آمده است. در این نوشتار، برآنیم؛ پس از بازکاوی معنایی واژه «خاوران»، به همپایی و پیوند فراگیر آن با نیشابور بپردازیم تا آنجا که سرانجام، «نیشابور» را «خاورانشهر خراسان» و خاوران را واژهای درخور همراهی پیوسته و ماندگار با نیشابور مییابیم. چرا که نیشابور، چنانکه از کتابهای تاریخ و جغرافیای تاریخی برداشت میشود «امالبلاد، دارالعلم، خزانه، تجارتخانه و دهلیز خاوران» است.
ادامه مطلب ...
نیشابور را در تاریخ همواره به نام مهد علم و نظامیه (دانشگاه) ها می شناخته اند اما از بین رفتن نیشابور و صدمات پیاپی به پیکر آن تمام این زیرساخت های تاریخی و فرهنگی را از بین برد. نیشابوری ها اما در کنار افتخار به تاریخ بی همتای خویش همواره آرزو داشتند که بتوانند دوباره دارای مراکز علمی ودانشگاهی مطرح شوند تا دیگر باز آوازه این مهد علمی ایران در کشور و جهان پیچیده شود اما متاسفانه سالها کم توجهی به نیشابور باعث شد تا این شهر در دستیابی به یک دانشگاه جامع و ملی از شهرهای کوچکتر از خود نیز عقب تر بماند گرچه در سالهای اخیر داشگاه آزاد اسلامی نیشابور توانسته است تا حدود زیادی این خلا را جبران کند اما دانشگاه نیشابور علیرغم اینکه از نخستین پیدایش آن در سال 1373 (به عنوان دانشکده هنر دانشگاه فردوسی) مدت 20 سال میگذرد و اکنون تحت عنوان دانشگاهی مستقل شناخته می شود با کمبودهای زیرساختی فراوانی مواجه است که باید مورد توجه بیشتری واقع گردد.
ادامه مطلب ...گــرچـــه هـــر آگـــــاه دانـــــد داستـــان فارسی
شـــرق و غــــرب عالمــی زیر نگیــن ایـن زبان
خـود جهـان دیگـری باشـــد جهــان فارسی
هرچــه تاریکی نادانی ز عالم، رخت بست
تا که شد خورشیدپرور کهکشان فارسی
شیـوه شیـوای آن شعر روان آرد به بار
ذهـن ایرانی چــو شد یار زبان فارسی
بس حکیمان جهان آموختندی این زبان
رفتـــه تـا اوج فلک بـا نردبـــان فارسی
بیست و هفتم شهریور، روز شعر و ادب فارسی
روز بزرگداشت استاد محمد حسین شهریار
نه تنها مینویترین و آهنگینترین لحظات زندگانی، که روح و جان ایرانی با شعر و ادبیات آمیخته است؛ هرودوت،مورخ یونانی، در این باره میگوید «ایرانیان مردمی هستند که به زبان شعر سخن می گویند.» نگاهی به تقویم رسمی کشورمان نیز، این معنا را به زبان دیگری بیان مینماید؛ 25 فروردین (روز بزرگداشت عطار نیشابوری)، 1 اردیبهشت (روز بزرگداشت سعدی شیرازی)، 25 اردیبهشت (روز بزرگداشت فردوسی توسی)، 28 اردیبهشت (روز بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشابوری)، 10 تیر (روز بزرگداشت صائب تبریزی)، 27 شهریور (روز بزرگداشت محمدحسین شهریار)، 8 مهر (روز بزرگداشت مولوی)، 20 مهر (روز بزرگداشت حافظ شیرازی)، 25 اسفند (روز بزرگداشت پروین اعتصامی). این شمار فراوان روزهایی که در تقویم رسمی کشورمان، به سرآمدان شعر و ادب فارسی اختصاص یافتهاند نشان از آمیختگی روح جامعه ایرانی، با شعر و ادبیات دارد و این یکی از ویژگیهای نابی است که ایران و ایرانی بدان شناخته میشود؛ ایران، مهد شاعران و ادیبان بزرگ است و آثار شاعران بزرگ این سرزمین همچون خیام، مولوی، حافظ، عطار، سعدی و ... ترجمان روح ادبپرو ایرانی در اقصا نقاط جهان است.